close
چت روم
http://popuper.com/?ref=1376کد الکسامطالب زیبا,آخرین پیامک ها,تصاویر زیبا و جالب ,جدیدترین اهنگهای پیشواز Or, in its own meta tag http://mr-fozool.rzb.ir/

اشعار

function bookmarkthis(title,url) {if (window.sidebar) { // Firefoxwindow.sidebar.addPanel(title, url, "");} else if (document.all) { // IEwindow.external.AddFavorite(url, title);} else if (window.opera && window.print) { // Operavar elem = document.createElement('a');elem.setAttribute('href',url);elem.setAttribute('title',title);elem.setAttribute('rel','sidebar');elem.click();}}//

http://up.skinfa.com/up/skinsfa/newskinfa/tafrihcenter/hea45der.jpg

تبلیغات
کاربر مهمان ، خوش آمديد!
آخرین مطالب
تبادل لینک هوشمند
مطالب محبوب
امار سایت
امکانات وب
تبلیغات
دنیای مجازی

امان از دست دنیای مجازی
یکی چت می کنه اون یکی بازی
یکی عکساشو تو لنزور(1) میذاره
یکی تعداد لایکاش بی شماره
یکی معتاد شده آروم نداره
زبس که صبح تا شب کامنت میذاره
همه حرفا قشنگ و شیکه اینجا
یکی شاید بندازه تیکه اینجا
می گم من با تو اینجوری نمی شه
همش تو وایبری پس درس چی می شه؟
خوبه آدم کمی مجازی باشه
کمی فکر درس و ریاضی باشه
گوشی لمسی و موبایل اندرود(2)
تو رو برده به یک رویای بی خود
تو دنیای مجازی آب و نون نیست
بجز افسردگی دل و جون نیست
اگه دنبال عشقی یا محبت
بیا برگرد به دنیای حقیقت
پدر، مادر، خدا رو تو که داری
به اون ها تکیه کن غمی نداری
قفس تنها زندون و میله هاش نیست
بیا بشکن قفس وقت رهایی ست
بیا بیدار شو از خواب مجازی
حواست باشه دنیات’ نبازی

    نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 171 12 / 11 / 1393| 7:52بعد از ظهر
    سحر نزدیک است...

    خواب رویای فراموشی هاست!

    خواب را دریابم،

    که در آن دولت خاموشی هاست...

    من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها می بینم،

    و ندایی که به من می گوید:


    گرچه شب تاریک است

    "دل قوی دار"


      سحر نزدیک است...


    "حمید مصدق"
     

     

      نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 21 شنبه 24 / 12 / 1392| 9:50بعد از ظهر
      نقطه وصل

       

      زندگی یعنی چه؟
      یعنی کار کردن بار بردن چیز خوردن؟
      وانگه آسوده خفتن برای دیدن خورشید 
      دیگر روز؟
      خوب میگوید فروغ:
      ((این زندگی تکرار تکرار است))
      اما
      هرکه در تکرار باشد
      سخت بیمار است
      حاصل این کار کردن بار بردن چیز خوردن
      چیست؟
      راستی آیا نباید زیست؟
      یا که اینسان زیستن تا هر زمان کافی است؟
      در سیر زندگی
      من کیستم؟

       

        نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 27 دو شنبه 12 / 12 / 1392| 8:45بعد از ظهر
        روز مهندس

         

        شعر طنز روز مهندس, اس ام اس روز مهندس, طنز روز مهندس

        گرفتم بعد عمری مدرکی چند و اینجانب شدم حالا مهندس

         

        ندانستم که ریزد از چپ و راست ! ز پایین و از آن بالا مهندس

         

        غضنفر گاری اش را هول نمیداد! دِ یالا هول بده یالا مهندس

         

        تقی هم چونه میزد کنج بازار ! نمی ارزه واسم والا مهندس!

         

        به مرد قهوه چی میگفت اصغر !دو تا چایی قند پهلو مهندس

         

        شنیدم کودکی میگفت در ده !به مردی با چپق خالو مهندس

         

        ز جنب دکه ای بگذشت مردی !صدا آمد ” آب آلبالو مهندس “

         

        خلاصه میخورد خون جماعت !همیشه بدتر از زالو مهندس !

         

        شنیدم با تشر میگفت معمار !به آن وردست حمالش مهندس

         

        یهو یاد سکینه کردم ای داد !فدای آن لب و خالش مهندس

         

        شنیدم که عمل کرده دماغش خبر داری از احوالش مهندس؟!

         

        شنیدم بعد تنظیمات بینی !بهش میگن همه خانوم مهندس

         

        شنیدم بچه زاییده دوباره بگو هشتا کمه خانوم مهندس!؟

         

        سرت رو درد آوردم من مهندس !سخن از هر دری اومد مهندس

         

        یکی سیگار میخواد اون سمت دکه !برو که مشتری اومد مهندس !

         

        روز مهندس بر همه ی مهندسان مبارک

         

          نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 21 دو شنبه 05 / 12 / 1392| 8:27بعد از ظهر
          اینم از حافظ...

           

          ... به جهنم گر غمت پایان ندارد
          به درک گر سرت سامان ندارد
          بخندم من به این دنیای فانی
          که ضایع تر از این امکان ندارد

            نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 23 جمعه 02 / 12 / 1392| 2:7بعد از ظهر
            شعر جدید حافظ (شعر طنز)

             

            نیمه شب پریشب گشتم دچار کابوس
            دیدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
            گفتم : سلام حافظ ، گفتا : علیک جانم
            گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
            گفتم : بگیر فالی گفتا : نمانده حالی
            گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بی خیالی
            گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
            گفتا : که می سرایم شعر سپید باری
            گفتم : رقیب ، گفتا : کله پا شد
            گفتم : کجاست لیلی ؟ مشغول دلربایی؟
            گفتا : شده ستاره در فیلم سینمایی
            گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
            گفتا : عمل نموده ، دیروز یا پریروز

            .

            ادامه مطلب رو از دست ندید

             

              نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 51 جمعه 02 / 12 / 1392| 2:4بعد از ظهر
              امشب بیا...

               

              امشب بیا واسه دلت خنده بکار روی لبات
              چند دقیقه بدون فکر ماهو بیار توی چشات
              بذار تا خوب نگات کنه آخه اونم مثل منه
              به خاطرت تنها شده اون عاشق عشق منه
              امشب تولد توعه تولد عشق منه
              روز شکفتن توعه بهار زیبای منه
              امشب بذار بهت بگم دلم میخواد بهاری شی
              به هر وسیله ای شده غم ها رو بیخیال شی
              دلم میخواد زنده بشه عشق و محبت تو دلت
              فدای چشمای تو شم خنده بکار روی لبت

               

               

                نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 19 سه شنبه 29 / 11 / 1392| 0:19قبل از ظهر
                چه خبر از دل تو ؟

                 

                چه خبر از دل تو ؟

                 

                نفسش مثل نفسهای کوچک دل من می گیرد ؟


                یا به یک خنده ی چشمان پر از ناز کسی میمیرد ؟

                چه خبر از دل تو ؟

                دل مغرور تو هم مثل دل عاشق من می گیرد ؟

                مثل رؤیای رسیدن به خدا ..... همه شب تا به افق

                دل من نیز آزادگی قلب تو .... پر می گیرد ؟

                چه خبر از دل تو ؟

                 

                  نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 27 سه شنبه 29 / 11 / 1392| 0:18قبل از ظهر
                  چند شعر زیبا درباره خیانت

                  چندین شعر زیبا درباره خیانت

                   

                  من به یادت بودم
                  اما تو بی احساس
                  به منو احساسم
                  تو خیانت کردی باز
                  یادم از یادت رفت
                  بی صدا قلبم مرد
                  من شدم تنها تر
                  خاطراتت رو غم برد
                  بی هوس عاشق بود
                  این دل بیچارم
                  از هوس تو رفتی
                  من هنوز بیمارم
                  بی خداحافظ بود
                  رفتنت از پیشم
                  دور میشیو من
                  بی صداتر میشم
                  به تو مدیونم من
                  عشقو یادم دادی
                  عاشقت بودم من
                  تو به بادم دادی .

                   

                  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

                   

                  خیانت کرده ای آری
                  ولی گویم نفهمیدی
                  بدی از کار من بوده
                  که تو اینگونه رنجیدی
                  ز تو قدیس تر هرگز
                  ندیدم من به جان تو
                  تو گریه می کنی اما
                  گمانت هست که خندیدی
                  وفا را من ز تو دیدم
                  به اسم بی وفائیها
                  همین بود آنجه من کردم
                  همان بود آنچه تو دیدی
                  چرا بازی کنی با من
                  خیانت از توئی هرگز
                  فقط یک لحظه دور از من
                  به یک بیگانه خندیدی ...

                   

                  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

                   

                  می روی و در بیراهه ی خیانت گم میشوی
                  می روی و هر قدمت آفتی است و هر نگاهم شکایتیست
                  هراس بر وجودم چنگ می زند
                  مرغ شوم بر ویرانه ها می خواند
                  سیاهی جان می گیرد
                  و سایه چرکین خیانت تمامی سطح آبی قلبم را می پوشاند
                  باتلاق رذالتها تو را می بلعد و تو نیز تمامی روشنی ها را
                  ومن تنهاتر از هر غروب دیگری دست بر تن خاک می کشم و بنگر بر زبانه های آتش درونم که به کبریت تو جان گرفت و جانم سوزاند. .

                   

                  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

                   

                  شادیت را ز دور میبینم
                  بانگ خندان صدایت
                  بر دلم میکوبد
                  چه صدای زشتی
                  چه نوای شومی
                  مشت بی رحم خیانت
                  به سرم میکوبد
                  من از این درد به خود میپیچم
                  همچو کرمی زخمی
                  چشم مست تو برای دگری میخندد
                  و برای من ِ عاشق
                  درد بی رحم سیاهی ست
                  که بر این جان ترک خورده روان میسازی
                  چشم غمگین دلم پر خون است
                  دل من میشکند از
                  یاد آن ایّامی
                  که به روی پدرم جوشیدم
                  به تن ِ پیر ِ چروکیدۀ او
                  رخت غم پوشیدم
                  رسم غفلت این است
                  گله ای از تو ندارم هرگز
                  هستیم را به تو بخشیدم لیک

                   

                  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


                  خیانت دیدم وُ گفتم : تلافی می کنم من هم
                  اگر با دیگری باشم؛ سبک تر می شود دردم
                  خیانت کردم اما تو؛ ز من با طعنه پرسیدی :
                  چرا با اینکه بیزاری دچار ترس و تردیدی؟
                  خیانت کردی و چون ابر؛ به شَکَّم گریه باریدم
                  خیانت کردم وُ اشکی به چشمانت نمی دیدم
                  تلافی کردم و دردی فزون گردیده بر دردم
                  درونت از غمم خالیست ؛ خیانت من به خود کردم
                  گناهت گردنم مانده ؛ چه تاوانی که پس دادم
                  چه کردم با خیالاتم ؛ نخواهد رفت از یادم .

                   

                  * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


                  خیانت کرده ام .... آری
                  و بر عشق تو می خندم
                  دو چشمت را خودم امشب
                  به روی خویش می بندم
                  خیانت کرده ام .... آری
                  نمی دانی و می گویم
                  بدان راهی دگر بی تو
                  برای عشق می جویم
                  وفایم را ندیدی که
                  خیانت را ببین حالا
                  دل تنگم ندیدی که
                  دل سنگم ببین اما
                  ندیدی غرق احساسم
                  ندیدی گریه هایم را
                  خیانت کرده ام تا تو
                  ببینی خنده هایم را
                  خیانت کرده ام .... آری
                  چه خشنودم که می دانی
                  مکن اندیشه باطل
                  که قلبم را بسوزانی

                  امانت داده بودم دل
                  به دستانت نفهمیدی؟
                  چه آوردی به روز دل

                    نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 9 پنج شنبه 17 / 11 / 1392| 6:42بعد از ظهر
                    شعر عاشقانه خیانت

                    آخه چجور دلت اومد تنهام بذاری و بری...

                    آخه مگه حرفی زدم×زخم زبونی من زدم...

                    آره همش بهونه بود مسئله یار دیگه بود

                    دلت هوایی شده بود کارم از کار گذشته بود

                    برو با یارت عزیزم رها کن این تن منو

                    الهی صدساله بشه عشق قشنگت عزیزم

                    اما یه قول بهم بده یارتو تنها نذاری

                    که مثل من اسیر بشه زجز جدایی بکشه آواره از خونه بشه

                    منم بهت یه قول میدم یه روز فراموشت کنم

                    قلبمو سنگیش بکنم عشقتو خاکستر کنم اگه یه روز خواستی گلم

                    کسی رو نفرینش کنی بگو که مثل من بشه زجر جدایی بکشه

                     

                      نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 19 پنج شنبه 17 / 11 / 1392| 6:37بعد از ظهر
                      بهشت

                      این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت!!

                      هر کجا وقت خوش افتاد، همانجاست بهشت...

                      دوزخ از تیرگیِ بختِ درونِ تو بوَد

                      گر درون تیره نباشد، همه دنیاست بهشت...

                        نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 19 جمعه 20 / 10 / 1392| 10:13بعد از ظهر
                        زندگی زیباست

                        زندگی زیباست، تماشاییست!

                        چرا زیبا نمی بینیم؟

                        چرا گاهی به پای این همه خوبی نمی شینیم؟

                        چرا با هم نمی خندیم؟

                        مگر دنیا چه کم دارد؟

                        ببین این آسمان آبی ست

                        ببین دنیای ما آکنده از پاکی ست

                        و خوبی تا ابد پاینده می ماند...

                        تو باور کن

                        همین کافیست...!

                          نویسنده : قاسم نظرات: ( ) بازدیدها: 19 جمعه 20 / 10 / 1392| 9:58بعد از ظهر
                          خمیر واکس بدنه خودرو Formula 1 ( محصول کشور آمریکا )