close
چت روم
http://popuper.com/?ref=1376 کد الکسا مطالب زیبا,آخرین پیامک ها,تصاویر زیبا و جالب ,جدیدترین اهنگهای پیشواز Or, in its own meta tag http://mr-fozool.rzb.ir/

دنیای ضرب المثل

http://up.skinfa.com/up/skinsfa/newskinfa/tafrihcenter/hea45der.jpg

تبلیغات
کاربر مهمان ، خوش آمديد!
آخرین مطالب
تبادل لینک هوشمند
مطالب محبوب
امار سایت
امکانات وب
تبلیغات
چند ضرب المثل زیبا

چند ضرب المثل زيبا!

 

1- ضرب المثل جامايکايي
no call alligator long mouth till you pass him
قبل از آن که از رودخانه عبور کني، به تمساح نگو "دهن گنده".
[تفسير: تا وقتي به کسي نياز داري، او را تحمل کن و با او مدارا کن.]



2 - ضرب‌المثل هاييتيايي
if you want your eggs hatched , sit them yourself
اگر مي‌خواهي که جوجه‌هايت سر از تخم بيرون آورن ، خودت روي تخم‌مرغ ها بخواب.
[تفسير: اگر به دنبال آن هستي که کارت را به بهترين شکل انجام دهي، آن را به شخص ديگري غير ازخودت مسپار.]



3- ضرب‌المثل لاتين
a silly rabbit have three opening to its den
يک خرگوش احمق، براي لانه‌ي خود سه ورودي تعبيه مي‌کند.
[تفسير: اگر خواهان امنيت هستي، عقل حکم مي‌کند که راه دخالت ديگران را در امور خودت بر آن‌ها ببندي]



4 - ضرب‌المثلي از شمال آفريقا
Every beetle is a gazelle in the eyes of its mother
هر سوسکي از ديد مادرش به زيبايي غزال است.
معادل فارسي: اگر در ديده‌ي مجنون نشيني، به غير از خوبي ليلي نبيني.

 

5- ضرب المثل روسي
An empty barrel makes greatest sound
بشکه‌ي خالي بلندترين صدا را ايجاد مي‌کند.
[تفسير: هياهو و ادعاي بسيار نشان از ميان تهي بودن دارد.]


6 - ضرب‌المثل اسپانيايي
after all , to make a beautiful omelet you have to break an egg
براي پختن يک املت خوشمزه، حداقل بايد يک تخم‌مرغ شکست.
[تفسير: بدون صرف هزينه، به نتيجه‌ي مطلوب دست نخواهي يافت]
معادل فارسي: بي‌مايه فطير است.


7 - ضرب‌المثل روسي
all are not good cooks who carry long knives
هر که چاقوي بزرگي در دست دارد، لزومآ آشپز ماهري نيست.
[تفسير: دسترسي به امکانات مطلوب ضامن موفقيت نيست]
معادل فارسي: به عمل کار برآيد.

 

نویسنده : قاسم نظرات : ( ) بازدیدها: 9 11 / 12 / 1392| 10:40قبل از ظهر
يخ كسي گرفتن يا نگرفتن

 

زمستان سرد, داستان ضرب المثل, مثل

وقتي كسي به منظور رسيدن به هدفي زحمت ورنجي متحمل شود و وقتي تلف كند و سرانجام نتيجه بگيرد يا نگيرد اين مثل آورند.

 

مأخذ: يخ گرفتن مربوط به زمان قديم است كه هنوز يخچال صنعتي و آب سردكن و امثال آن نبود. درهر شهري براي رفع احتياج يخ در تابستان، يخچال طبيعي وجود داشت. ساختن اين گونه يخچال‌ها و تهيه يخ در رساندن آن به بازار فروش كار آساني نبود، گرچه با آب باران و آب جاري غير بهداشتي تهيه مي‌شود. مايه اصلي يخچال طبيعي بسته به خوب يخ بستن آب در زمستان بود.

 

يخچال داران در سال‌هايي كه زمستان سرد مي‌شد و يخ كاملاً مي‌گرفت سود خوبي مي‌بردند، ولي اگر زمستان چنان سرد نمي‌شد كه آب به خوبي منجمد شود، بديهي است كه به آنها ضرر وارد مي‌شد. اين بود معني يخ گرفتن يا نگرفتن.

 

(نامي‌كه امروزه بر يخچال‌هاي صنعتي گذارده اند واقعاً نام بي مسمايي است، زيرا كلمه يخچال از دو واژه " يخ " و " چال " كه به معني گود و چاله است كه اشاره به استخري كه آب در آن جمع مي‌كردند كه يخ بسازند، است. ولي دستگاهي كه ما امروزه به نام يخچال استفاده مي‌كنيم خوب بود يخدان، يخساز يا چيزي بهتر از اين نامگذاري مي‌شد.

 

نویسنده : قاسم نظرات : ( ) بازدیدها: 11 11 / 12 / 1392| 10:39قبل از ظهر
ضرب المثل زیر پای کسی را جارو کردن

مثل آباد, ضرب المثل قدیمی, جاروکردن

هنگامی که کسی را از شغل و کاری که داشته است اخراج کنند، به صورت کنایه درباره ی او می گویند: «زیر پایش را جارو کردند».

 

در گذشته که میز و صندلی و مبل و از این قبیل وجود نداشت، ساکنان خانه اغلب بر روی فرش اتاق می نشستند. فرش اتاق ها در خانه ی ثروتمندان از جنس قالی و در خانه ی افراد میانه حال از نمد و در خانه ی فقیران از حصیر و زیلو بود. بهداشت به مفهوم واقعی وجود نداشت و خیابان ها و کوچه ها اسفالت نبود و پر از خاک و گرد و غبار بود.

 

از این رو هوا اغلب غبارآلود بود و گرد و خاک ها از در و پنجره و روزن ها به درون خانه ها نفوذ می کرد و روی فرش و اثاثیه می نشست. کدبانوی خانه نیز ناگزیر بود که روزانه چند بار خانه را جارو کند و گرد و خاک را از روی فرش ها بزداید.

 

در این گونه موارد معمول نبود که اهل خانه همگی اتاق را ترک کنند تا بانو یا خدمتکار خانه اتاف را جارو کند، بلکه کدبانو یا خدمتکار از بالای اتاق شروع به جارو می کرد و به هر یک از افراد خانه که می رسید آن شخص از جایش بر می خاست تا "زیر پایش را جارو کنند".

 

از آن جا که این گونه جاروکردن در هنگام ضروری و پیش بینی نشده موجب می شد تا افراد خانه که با خیال راحت و آسوده نشسته بودند از جایشان برخیزند و در گوشه ی دیگری بایستند تا زیر پایشان جارو شود، این عمل نقل مکان و سلب آسایش ناشی از زیر پا جارو شدن رفته رفته به صورت ضرب المثل در آمد و در مورد هر گونه اخراج یا انتقال افراد از شغل و کارشان مورد استفاده قرار گرفت.

 

نویسنده : قاسم نظرات : ( ) بازدیدها: 23 11 / 12 / 1392| 10:37قبل از ظهر
خمیر واکس بدنه خودرو  Formula 1 ( محصول کشور آمریکا )